ایران ما ...

استان آذربایجان شرقی

 مرکـــــز : تبریز 
موقعیت : شمال غربی فلات ایران

مجاورت : شمال: کشورهای آذربایجان، ارمنستان و ایالت خودمختار نخجوان   جنوب: زنجان و آذربایجان غربی 

شرق: استان اردبیل   غرب: آذربایجان غربی

آب و هوا: سرد و خشک

وسعــــت: 45460کیلومتر

جمعـیــت: 3,587,976 نفر

تقسیمات:  19شهرستان، 42 شهر، ۳۸ بخش، ۱۳۳ دهستان و ۳۱۴۹ آبادی

شهرستانها:اهر، بستان آباد ، بناب، تبریز، سراب، سهند، شبستر، کلیبر، مراغه، مرند، میانه، هریس، هشترود ، آذرشهر، اسکو، جلفا، ملکان، چاراویماق، ورزقان ، شرفخانه


مکان های دیدنی و تاریخی  

استان آذربایجان شرقی دارای مکان های دیدنی و تاریخی با ارزش جهانگردی زیادی است. وضعیت زمین شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ایجاد کوهستان های آتشفشانی سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها، گردنه های متعدد با چشم اندازهای زیبا و ارتفاعاتی چون کیامکی، بزغوش و... شده است. چشمه های آب معدنی رودخانه ها، آبشارها، دریاچه ها، تالاب ها، جزایر، بنادر و سدها در شهرستان های مختلف استان از جمله جاذبه های طبیعی به شمار می آیند. سابقه کهن فرهنگی و تاریخی استان باعث ایجاد اماکن تاریخی و فرهنگی بسیاری در منطقه شده است. مسجد کبود یکی از مسجدهای قدیمی استان است که همه آن ها از مکان های تاریخی و دیدنی به شمار می روند. دیگر بناهای دیدنی استان عبارتند از: ساختمان امام زاده ها، کلیساها، بقعه ها، خانقاه ها، خانه ها، عمارت های قدیمی مانند عمارت ائل گلی، خانه مشروطیت، بازارها، راسته ها، تیمچه ها که اغلب در سفرنامه سیاحان از آن ها نام برده شده است، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پیش از میلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاریخی و قدیمی مانند روستای کندوان، قلعه های تاریخی مانند قلعه بابک، پل های تاریخی، گورستان های قدیمی، قبور شعرا، عرفا و سیاست مداران که تمامی آن ها جزو مناطق دیدنی استان به شمارمی آیند. این جاذبه های طبیعی و تاریخی در تمام شهرستان ها ی استان آذربایجان شرقی پراکنده هستند و مجموع آن ها جذابیت خاصی به این استان بخشیده است.   

صنایع و معادن

صنایع استان آذربایجان شرقی به دو دسته صنعتی و سنتی تقسیم می شود. این استان به لحاظ ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، یکی از کانون های مهم صنایع دستی ایران به شمار می آید. آذربایجان شرقی یکی از قطب های مهم صنعتی کشوراست و استقرار صنایع بزرگی چون ماشین سازی و تراکتور سازی سبب شده است که این کانون مهم از اهمیت ویژه ای برخوردار شود. تعداد زیادی کارخانه های ماشین سازی در انواع مختلف، پارچه بافی, نساجی و وجود پالایش گاه تبریز به رونق صنایع این منطقه کمک شایانی کرده اند. درمناطق شهری استان؛ با وجود توسعه صنعتی، بخش خدمات نسبت به سایر بخش ها از رونق بیش تری برخوردار است و در مناطق روستایی استان؛ وجه غالب با بخش کشاورزی و صنایع دستی است. آذربایجان شرقی هم چنین دارای معادن متعددی است که از آن جمله می توان به معادن شن و ماسه، سنگ های ساختمانی و تزیینی، نمک، خاک نسوز، پوکه، کائولن، زعال سنگ، دیاتومیت و پولیت اشاره کرد. 

کشاورزی و دام داری

شرایط آب و هوایی، ویژه گی های خاک و فراوانی آب آذربایجان شرقی را به منطقه ای مناسب و مستعد برای کشاورزی و زراعت تبدیل کرده است. در این سرزمین وسیع، محصولاتی نظیر گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی جات، صیفی جات، نباتات صنعتی، محصولات علوفه ای، انواع محصولات باغی، پیاز، سیب زمینی و خشک بار به دست می آید که برخی از آن ها به خارج از منطقه و کشور نیز صادر می شود. شرایط طبیعی و اقلیمی خاص استان و وجود مراتع نسبتا غنی و چمن زارهای سرسبز و خرم، موقعیت مناسبی برای پرورش زنبور عسل و دام پروری فراهم کرده است. از این رو، این استان یکی از مناطق مستعد دام پروری ایران نیز به شمار می رود. از سوی دیگر، فعالیت دام داری عشایر منطقه نیز اهمیت و موقعیت اقتصاد دامی استان را دو چندان ساخته است. علاوه بر دام داری سنتی، دام داری نیمه صنعتی نیز که بیش تر در اطراف شهرهای بزرگ، با استفاده از دام های اصیل دایر شده، از اهمیت خاص در زمینه تولید شیر برخوردار است. پرورش طیور نیز به شکل گسترده ای به سه روش صنعتی، نیمه صنعتی و سنتی انجام می شود. 

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

آذربایجان را با توجه به پیشینه تاریخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابیش مشابهی نامیده اند. درفارسی میانه «آتورپاتکان»‌، در آثار کهن فارسی «‌آذربادگان»‌ یا «‌آذربایگان»، و در فارسی کنونی «آذربایجان» نامیده شده است. هم چنین در یونانی «آتروپاتنه»‌، در بیزانسی «آذربیگانون»، در ارمنی «آتراپاتاکان»، در سریانی «آذربایغان»‌ و در عربی «آذربیجان»‌ گفته اند. تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم «ماد» درآمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمت های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کرد. مقارن این ایام دولت هایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بین النهرین، دولت «هیئتی» در آسیای صغیر، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «کادوسی» در شرق و «کاسی» ها در حوالی کوه های زاگرس اشاره کرد. بعد از تاسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، ‌اصفهان و کرمانشاه بود. به عبارت دیگر ولایاتی که در قرون اولیه اسلامی به ناحیه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربایگان از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتکان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسید و آن ناحیه را مستقل اعلام نمود.

در طول دوره‌ حکومت سلوکی ها، ناحیه آتورپاتکان هم چنان مستقل ماند و یونانیان و جانشینان اسکندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن یونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربایجان در این زمان پناهگاه زردشتیان و تکیه گاه فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ یونانی شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال خود را حفظ کند. اردشیر بابکان - مؤسس سلسله ساسانی - با استیلا برحکم رانان آذربایجان این منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ یکی از مرزبانان را به حکومت آذربایجان می گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پایتخت آن «شیز»‌ یا «‌گنزب»‌ نام داشت که مطابق با ویرانه های لیلان در جنوب خاوری دریاچه ارومیه گزارش شده است.

پس از فتح آذربایجان به دست اعراب، قبایل عرب از بصره، کوفه، شام و یمن برای سکونت به آنجا روی آورده با خرید زمین های وسیع، ‌‌کشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعیت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمین ها و احتمالاً‌ رعایای مسلمان خود، از حملات دیگر مردم آذربایجان که به اسلام نگرویده بودند، باروهایی در اطراف املاک وسیع خود می کشیدند که به تدریج داخل این باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد. در سال ۱٩٨ هـ. ق بابک خرم دین با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خلیفه عباسی که درخراسان به سر می برد - ؛ قیام کرده قسمت های مهمی از شمال خاری آذربایجان را دراختیار گرفت. از این پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربایجان تا حد زیادی کاسته شد. بقایای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزدیکی کلیبر واقع در این استان هنوز باقی است.

سلسله های ایرانی بعد از اسلام مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان که از خاور ایران برخاسته حکومت های مستقلی تشکیل دادند، هیچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربایجان برسانند. دراین مدت که از سال 205 هجری قمری (تأسیس سلسله طاهریان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آ‎غاز حکومت سلجوقیان)‌ ادامه می یابد، حکومت های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند. آخرین حکام مقتدر این ایالت، ‌ساجیان(317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند که آن ها نیز عاقبت بر ضد خلفا قیام کردند. پس از سقوط ساجیان، سلسله های محلی دیگری در آذربایجان به قدرت رسیدند که از آن جمله می توان از روادیان نام برد. در آغاز قرن پنج هجری (یازدهم میلادی) ‌ترکان «غز» به فرماندهی سلجوقیان، نخست با دسته های کوچک و سپس به تعداد بیش تر، راهی آذربایجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجری (1136 میلادی)‌ آذربایجان به دست «اتابک ایلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد که تاحمله کم دوام جلال الدین خوارزمشاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وی و اولادش بر آذربایجان حکومت کردند.

با حمله مغولان و ورود هلاکوخان ایلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربایجان مرکز شاهنشاهی بزرگ وی شد که از آموی تا شام امتداد داشت. مقرمغولان ابتدا در مراغه بود و سپس به تبریز منتقل شد. به دستور هلاکو در مراغه رصدخانه ای ساخته شد. هم چنین در اطراف خوی، بت خانه ها و معابد بودایی بر پا شد و در تبریز و جاهای دیگر بناهایی به وجود آمد. در زمان غازان، شهر تبریز بزرگ تر شده به یکی از مراکز مهم دنیای آن روز مبدل شد. تجار روم و فرنگ کالاهای خود را به این شهر می آوردند و بازارهای تبریز در زیبایی و ثروت معروف بود. وزرای عهد مغول از قبیل خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و تاج الدین علیشاه جیلانی بناهای مهمی در تبریز برپا کردند. با ضعف ایلخانان مغول، امرای مستقلی در آذربایجان قدرت یافتند که پایتخت شان تبریز بود (1502- 1378 م، 908 - 780 هـ. ق) و از آن جمله می توان به جلایریان، ‌چوپانیان و ترکمانان اشاره کرد.

با برافتادن حکومت خاندان ترکمانان، قره قویونلوها و آق قویونلوها بر تبریز تسلط پیدا کردند. در این زمان بناهای بسیار زیبایی در تبریز ساخته شد که وصف آن ها در سفرنامه های سیاحان اروپایی آن عصر آمده است. پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی (‌1502 م، ‌907 هـ. ق)‌ این سرزمین سنگر گاه اصلی و مرکز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ های خونین میان سپاهیان ایران وعثمانی بود. پس از سقوط دولت صفویه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانیان از آذربایجان و یک پارچه کردن ایران، در دشت مغان رسماً تاج گذاری کرد. کریم خان زند در سال 1175 هجری (1755 میلادی)‌ آذربایجان را از دست خان های محلی که پس از مرگ نادر شاه قیام کرده بودند، باز پس گرفت اما پس از مرگ او بار دیگر خوانین محلی سر برآوردند، تا این که آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجری (1785 میلادی) ‌موفق شد که آذربایجان را مطیع حکومت مرکزی کند. در زمان قاجاریه و به خصوص در زمان سلطنت فتح علی شاه، آذربایجان به علت جنگ های ایران و روس مرکز نظامی و شهر تبریز نیز پایتخت دوم ایران شد. عباس میرزا نایب السلطنه و وزیر او میرزا عیسی (معروف به میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی) در آبادانی آذربایجان و مخصوصاً تبریز کوشیدند. جهانگردان اروپایی امنیت و نظم آذربایجان را در دوره عباس میرزا با امنیت فرنگستان مقایسه کرده اند. از این پس شهر تبریز، ولیعهد نشین قاجاریان شد. پس از انتخاب تهران به عنوان پایتخت سلسله قاجار بناهای قاجار در این منطقه باقی ماند و استان آذربایجان شرقی هم چنان آبادانی و قدرت خود را حفظ نمود تا این که این استان هم اکنون نیز یکی از آبادترین, مهم ترین و تاثیرگذارترین مناطق ایران به شمار می آید.