مرکـــــز : ارومیه 
موقعیت : شمال غرب ایران

مجاورت : شمال و شمال شرق: جمهوری آذربایجان و ارمنستان، غرب:  کشورهای ترکیه و عراق

جنوب: استان کردستان و شرق: استان های آذربایجان شرقی و زنجان

آب و هوا: از مناطق کوهستانی کشور با توپوگرافی متنوع و گسترده، عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه

در برخی از ماههای زمستان، بدلیل نفوذ توده هوای سرد از اطراف شمال، کاهش قابل توجه دما

وسعــــت: 43660 کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) -  65/2 درصد از مساحت کل کشور

جمعـیــت:  طبق سرشماری 1375 ه خ 2496320 نفر

تقسیمات:  14 شهرستان، 26 بخش، 103 دهستان و 3227 آبادی

شهرستانها:  ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، چالدران، سردشت، سلماس، شاهین‌دژ، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده


مکان های دیدنی و تاریخی

 استان آذربایجان غربی از نظر طبیعی و تاریخی از مناطق برجسته ایران است. وضعیت اقلیمی، زمین شناسی و توپوگرافی استان باعث ایجاد عارضه های طبیعی بسیاری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبیعی این استان عبارتند از: دریاچه ارومیه که شورترین و بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران و بزرگ ترین آبگیر دایمی آسیای باختری است، جزایر داخلی دریاچه ارومیه که زیستگاه نادرترین پرندگان هستند، پارک ملی دریاچه ارومیه که یکی از 59 منطقه ذخایر طبیعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حیات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بیش تر خاصیت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.

پیشینه تاریخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاریخی, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسیاری در منطقه شده است. مکان های تاریخی و مذهبی موجود در استان؛ گویای بخشی از تاریخ مذهبی این منطقه است. مسجد جامع ارومیه از مسجدهای قدیمی استان به شمار می آید. کلیساهای قدیمی زیادی نیز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های دیدنی آن به شمار می آیند. کلیسای مارقویا یکی از قدیمی ترین ابنیه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما یکی از دوازده حواریون مسیح است. کلیسای قدیمی ماریوخنه و آتشکده آذرگشسب به همراه بازارهای قدیمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پیش از میلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاریخی و قدیمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاریخی، پل های قدیمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سیاست مداران که جزو مناطق دیدنی استان به شمار می آیند به همراه زندگی ایلی جذاب با صنایع دستی کم نظیر، در مجموع گویای توان بالای توریستی منطقه آذربایجان غربی هستند.

 صنایع و معادن

 

صنایع استان آذربایجان غربی در زمینه های مواد معدنی و مواد اولیه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن این استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانیت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، میکا، زرنیخ، تالک، خاک نسوز و پوکه معدنی است که هم اکنون بهره برداری می شوند. هم چنین ذخایری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تکاب، ذغال سنگ در میاندوآب و خاک نسوز در بوکان کشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنین اقداماتی جهت شناسایی معادن سیلیس و مواد معدنی فلزی و غیر فلزی در استان صورت گرفته است.

استان آذربایجان غربی یکی از کانون های مهم صنایع دستی ایران است. دراین استان انواع فرش، گلیم، ‌‌پارچه های دستی و صنایع چوبی تزیینی تولید می شود و علاوه بر آن کارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نیز درسطح استان به کار مشغولند. از میان محصولات یاد شده, بافته های دستی و صنایع چوبی مانند انواع مجسمه های حیوانات‌، انواع وسایل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و میز آرایش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفیت ملی است.

 کشاورزی و دام داری

 

استان آذربایجان غربی یکی از مناطق مستعد کشاورزی در ایران است. با وجود این که این استان تنها 6/2 درصد مساحت ایران را در بر می گیرد، اما اراضی آن بیش از 6 درصد کل اراضی مزروعی کشور را شامل می شود. ویژه گی ها و خصوصیات طبیعی واقلیمی استان بر توان بالقوه کشاورزی منطقه افزوده است. گندم و جو و محصولات باغی چون سیب و انگور از جمله مهم ترین تولیدات کشاورزی استان آذربایجان غربی است.

وجود ایلات و عشایر که تامین معیشت آن ها در درجه اول از طریق دام داری و در درجه دوم با کشاورزی انجام می گیرد؛ در رونق دام داری استان تأثیر به سزایی داشته است. استان آذربایجان غربی با توجه به وجود مراتع نسبتا خوب خود توانسته نقش مهمی را در دام داری کشور ایفا نماید. دام داری در این منطقه به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد و امروزه گرایش به سمت واحد های صنعتی در این استان افزایش چشم گیری داشته است. این استان در زمینه پرورش طیور نیز دارای نقش فعالی است که این فعالیت نیز به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. هم چنین بیش از 250000 کندوی زنبور عسل که نزدیک به چهار پنجم آن ها مدرن هستند در سطح استان آذربایجان غربی به تولید عسل مشغولند. استان آذربایجان غربی در زمینه پرورش ماهی نیز فعال است و واحدهای متعدد استخر پرورش ماهی دراستان وجود دارد که به پرورش ماهیان گرم آبی و ماهیان سرد آبی اختصاص یافته اند. علاوه بر پرورش ماهی, صید ماهی نیز از سدهای ارس، مهاباد و سایر سدها، رودخانه ها و آبگیرهای طبیعی استان صورت می گیرد.

 وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

 

 سرنوشت تاریخی آذربایجان شرقی و غربی و وجه تسمیه نام آن ها بسیارشبیه هم است. آذربایجان را با توجه به پیشینه تاریخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابیش مشابهی نامیده اند. در فارسی میانه «آتورپاتکان»‌، در آثار کهن فارسی«آذربادگان»‌ یا «‌آذربایگان»، و در فارسی کنونی «آذربایجان» نامیده شده است. هم چنین در یونانی «آتروپاتنه»‌، در بیزانسی «آذربیگانون»، در ارمنی «آتراپاتاکان»، در سریانی «آذربایغان»‌ و در عربی «آذربیجان»‌ گفته اند. تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم «ماد» درآمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمت های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کرد. مقارن این ایام دولت هایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بین النهرین، دولت «هیئتی» در آسیای صغیر، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «کادوسی» در شرق و «کاسی» ها در حوالی کوه های زاگرس اشاره کرد.

بعد از تاسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، ‌اصفهان و کرمانشاه بود. به عبارت دیگر ولایاتی که در قرون اولیه اسلامی به ناحیه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربایگان از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتکان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسید و آن ناحیه را مستقل اعلام نمود. در طول دوره‌ حکومت سلوکی ها، ناحیه آتورپاتکان هم چنان مستقل ماند و یونانیان و جانشینان اسکندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن یونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربایجان در این زمان پناهگاه زردشتیان و تکیه گاه فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ یونانی شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال خود را حفظ کند.

اردشیر بابکان - مؤسس سلسله ساسانی – با استیلا برحکم رانان آذربایجان این منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ یکی از مرزبانان را به حکومت آذربایجان می گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پایتخت آن « شیز»‌ یا «‌گنزب»‌ نام داشت که مطابق با ویرانه های لیلان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه گزارش شده است.

پس از فتح آذربایجان به دست اعراب، قبایل عرب از بصره، کوفه، شام و یمن برای سکونت به آن جا روی آورده با خرید زمین های وسیع، ‌‌کشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعیت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمین ها و احتمالاً‌ رعایای مسلمان خود، از حملات دیگر مردم آذربایجان که به اسلام نگرویده بودند، باروهایی در اطراف املاک وسیع خود می کشیدند که به تدریج داخل این باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد.

در سال ۱٩٨ هـجری - قمری بابک خرم دین با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خلیفه عباسی که درخراسان به سر می برد - قیام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربایجان را دراختیار گرفت. از این پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربایجان تا حد زیادی کاسته شد. بقایای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزدیکی کلیبر واقع در آذربایجان شرقی هنوز باقی است.

سلسله های ایرانی بعد از اسلام مانند طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان که از شرق ایران برخاسته حکومت های مستقلی تشکیل دادند، هیچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربایجان برسانند. دراین مدت که از سال 205 هجری قمری (تأسیس سلسله طاهریان)‌ شروع و تا سال 429 هـ‌ ق (‌آغاز حکومت سلجوقیان)‌ ادامه می یابد، حکومت های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند. آخرین حکام مقتدر این ایالت، ‌ساجیان (317 ـ 276 هـ‌. ق) بودند که آن ها نیز عاقبت بر ضد خلفا قیام کردند. پس از سقوط ساجیان، سلسله های محلی دیگری در آذربایجان به قدرت رسیدند که از آن جمله می توان از روادیان نام برد. در دوران حکومت ساجیان ‌(بنی ساج) ‌و حکومت بعد از آن حکم رانان قسمت شمالی رود ارس به حکام آذربایجان خراج می دادند که از معروف ترین آنها شیروان شاهای، ‌خداوندان شکی، حکام گرجستان، روادیان و حکام ارمنستان بودند.

در آغاز قرن پنج هجری (یازدهم میلادی) ‌ترکان «غز» به فرماندهی سلجوقیان، نخست با دسته های کوچک و سپس به تعداد بیش تر، راهی آذربایجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در 531 هجری (1136 میلادی)‌ آذربایجان به دست«اتابک ایلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد که تاحمله کم دوام جلال الدین خوارزم شاه (31 ـ ‌1225 م، 28 ـ ‌622 هـ‌. ق) ‌وی و اولادش بر آذربایجان حکومت کردند. با حمله مغولان و ورودهلاکوخان ایلخان (1256 م، ‌654 هـ. ق)‌، ‌آذربایجان مرکز شاهنشاهی بزرگ وی شد که از آموی تا شام امتداد داشت. با ضعف ایل خانان مغول، امرای مستقلی در آذربایجان قدرت یافتند که از آن جمله می توان به جلایریان، ‌چوپانیان و ترکمانان اشاره کرد.

پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی (‌1502 م، ‌907هـ. ق)‌ این سرزمین سنگر گاه اصلی و مرکز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ های خونین میان سپاهیان ایران وعثمانی بود. پس ازسقوط دولت صفویه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانیان از آذربایجان و یک پارچه کردن ایران، در دشت مغان رسماً تاجگذاری کرد. کریم خان زند در سال 1175 هجری (1755 میلادی)‌ آذربایجان را از دست خان های محلی که پس از مرگ نادر شاه قیام کرده بودند، باز پس گرفت. اما پس از مرگ او بار دیگر خوانین محلی سر برآوردند، تا این که آغا محمد خان قاجار در سال 1205 هجری(1785 میلادی) ‌موفق شد که آذربایجان را مطیع حکومت مرکزی کند. این منطقه که هم اکنون یکی از مناطق آباد و پررونق جمهوری اسلامی ایران است در سال 1316 به صورت استان مستقل درآمد که در برگیرنده شهرها, دهستان ها و روستاهای بسیاری است.

 مشخصات جغرافیایی

 

 آذربایجان غربی از نظر جغرافیایی بین 35 درجه 58 دقیقه تا 39 درجه و 47 دقیقه پهنای شمالی و 44 درجه و 2 دقیقه تا 47 درجه و 23 دقیقه درازای خاوری قرار گرفته است. آذربایجان غربی در شمال باختری ایران قرار داشته و از شمال به کشورهای جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان، از باختر به کشورهای ترکیه و عراق، از جنوب به استان کردستان و از خاور به استان های آذربایجان شرقی و زنجان محدود می شود. طول مرز آبی و خاکی این استان با کشورهای همسایه، مجموعا 823 کیلومتر است. این استان از طرف شمال نزدیک به 135 کیلومتر، مرز آبی رودخانه ارس با نخجوان و ارمنستان و از طرف شمال و باختر نزدیک به 488 کیلومتر مرز خاکی با کشور ترکیه دارد. هم چنین از طرف باختر نزدیک به 200 کیلومتر مرز خاکی با کشور عراق دارد.

رود ارس مرز ایران و جمهوری های نخجوان و ارمنستان را در آذربایجان غربی در بر می گیرد که از محل تلاقی قره سو به ارس، شروع و در محل به هم پیوستن آق چای به ارس خاتمه می پذیرد. بخشی از این مرز طبیعی را دریاچه ارس - که در پشت سد ایجاد شده- و بخش دیگر را قزل قشلاق از طرف جمهوری نخجوان تشکیل می دهد.

استان آذربایجان غربی طولانی ترین مرز داخلی را با استان آذربایجان شرقی دارد. این مرز از پیوستن رود آق چای به ارس در باختر جلفا شروع شده، پس از عبور از خاور رود مزبور و قطع راه مرز به بازرگان و ناحیه ولدیان خوی و راه آهن ایران - ترکیه، دریاچه ارومیه را که مرز طبیعی دو استان است، در جهت شمال باختری به جنوب خاوری پشت سر گذاشته، در جنوب دریاچه، این امتداد در جهت جنوب خاوری مسیر زرینه رود «جغتو» از میان مراغه و میاندوآب، چاراویماق هشترود و صایین قلعه و تکاب عبور نموده و در مرز زنجان خاتمه می یابد. مرز آذربایجان غربی و کردستان جهت باختری - خاوری داشته و از دره رود کلوی زاب کوچک شروع شده و پس ازعبور از میان نواحی سردشت، بانه، بوکان، سقز و قطع شاخه های سیمینه رود و دریاچه زرینه رود و عبور از جنوب تکاب در چهار طاق در نقطه اتصال سه استان زنجان، کردستان و آذربایجان غربی خاتمه می یابد. استان آذربایجان غربی کم ترین طول مرز را با استان زنجان دارد که از طریق منطقه تکاب به ماه نشان از استان زنجان اتصال پیدا می کند و جهت آن شمال باختری - جنوب خاوری است و بیش تر این ناحیه نیز از کوه های مرتفع پوشیده شده است.

استان آذربایجان غربی که مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است، براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای 14 شهرستان بوده که عبارتند از: ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، چالدران (سیه چشمه)، خوی، سردشت، سلماس، شاهین دژ، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده. این استان در بر گیرنده شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای متعددی بوده و بر اساس آخرین سرشماری سراسری سال 1375 کشور, جمعیت آن 2496080 نفر برآورد شده است.